مرگ بر ویروس
دختر نازم صبح روز 4 آذر که از خواب بیدار شدی خیلی بیحال بودی و بعد از 1 ساعت دوباره خوابیدی تا 1 ظهر که این جور خوابیدن ازت بعید بود منم گفتم چون شب قبل خونه دایی بودیم و دیر وقت اومدیم و اونجا حسابی شیطونی کردی و آتیش سوزوندی خسته ای ولی نگو حالت بد بوده عزیزم .بعد از اینکه بیدار شدی صبونتو نخوردی و بهونه گیری میکردی و یکدفعه حالت تهوع بهت دست داد و کمی بالا آوردی و بعد از 1 ساعتی سرگرم کردنت باز می می خوردی خوابت برد و توی خواب همش قلت میزدی و به خودت میپیچیدی اومدم کنارت دراز کشیدم ونازت میکردم که یکدفعه مثل فواره بالا آوردی و بیدار شدی بعد از اون بیرون روی هم اضافه شد و خودتم خیلی ترسیده بودی الهی مامان فدات بشه دختر قشنگم ....
نویسنده :
مامان نازنین
15:57









